خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





محمود میر عماد الدین

    هزار جريب در آن روزگار در قلمرو قدرت سياسي استر آباد (گرگان) بود و امير ولي پسر شيخعلي هندو، يكي از امراي طغاتيمور يكي از سركردگان معتبر مغول بود كه سر بداران را بر انداخت فرمانرواي آن سامان شد. اما مردم آن سامان خود را جز لاينفك مازندران مي دانستند و نمي خواستند امير ولي بر آنان حكومت كند. به اين ترتيب براي رهايي، دست به شورش مي زدند ولي موفق نمي شدند تا اينكه جمال با كمال مير عماد طلوع نمود و روزگار هم با او يار شد و بهار آزادي هزار جريبي هاي حق طلب دميدن گرفت.

     

    محمود میر عماد الدین در یكی از سفر ها كه از وری به پریم می رفت در روستای سركام از اسب بر زمین افتاد و دستش شكست و به ناچار در روستای سركام ماند. گروهی از نوكران خود كامه امیر ولی، زنی از روستای انگپام را با سگی ، بر درختی بستند و زن را بدین سان شكنجه می نمودند، خواهش مردم را برای رهایی زن نپذیرفتند و مردم به ناچار برای رهایی این زن به محمود میر عمادالدین پناه بردند.

    محمود میر عماد الدین برای میانجیگری ، نزد نوكران امیر ولی رفت و خواهش كرد تا زن را آزاد نمایند. تركان با ریشخند پاسخ دادند كه برای رهایی زن دست به دامان امامان خود متوسل شود. سید با اندوه فراوان بر گشت و بر آن شد تا مردم را بر آنها بشوراند. اما بیم یورش امیر ولی و قتل و غارت او، منصرف شد. اما به خواب دیدن حضرت علی (ع) سبب شد تا به تحریك و تبلیغ مردم بپردازد .

    سید برای بار دوم نزد نوكران امیر ولی رفت، ولی پاسخی جز پرخاش نشنید این با ر سید مردم را برای انتقام خواهی و رزم فرا خواند. مردم هم كه بر اثر سال ها تحمل ستم دل پرخونی داشتند، به گماشتگان امیر ولی حمله كردند و آنها را تار و مار نمودند و زن را از دست آنها نجات دادند و چند تنی كه زنده ماندند فرار نمودند.

    كم كم مردم سراسر هزار جریب بر ضد مغولان برخاستند و كار محمود میر عماد الدین با لا گرفت و هزار جریب از چنگ مغولان رها شد.

    هزار جریبی ها با این پیروزی با اخلاص به سید گرویدند و دیگر در سراسر هزار جریب از گماشتگان امیر ولی اثری نبود.

    در همین سال بزرگان هر آبادی از دور و نزدیك به سید گرویدند به ویژه از دو آبادی پر جمعیت نوده و بولا هفتاد تن از مردان جنگی به او پیوستند كه مشهور ترین آنها امیر فخر الدین بو لایی بود. كم كم همه مردم هزار جریب پیرو و فرمانبردار او شدند.

    سید چون همه مردم هزار جریب را موافق خود دید به سوی استر آباد حركت كرد تا دشمن خود امیر ولی را نابود سازد. او با سه هزار سواره و پیاده بدان سو حر كت نمود. امیر ولی زمانی به خود آمد كه از هر شو دچار حمله میر عمادالدین شد.

    امیر ولی از معركه گریخت و سید بلافاصله به هزار جریب بر گشت تا دچار حمله امیر ولی نشود. لذا در سامان خود سنگر گرفت. امیر ولی با لشكر مجهز برای سركوبی میر عمادالدین آمد اما مردم هزار جریب مردانه مبارزه كردند و سپاه امیر ولی را درهم شكستند و امیر ولی بعد از این شكست سنگین گریخت و از آن پس یادی از هزار جریب ننمود. (این واقعه به احتمال قریب به یقیندر سال 775 هجری قمری اتفاق افتاد و این سال ، سال قیام محمود میر عماد الدین می باشد.)


    این مطلب تا کنون 10 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : امیر ,هزار ,مردم ,جریب ,الدین ,محمود ,هزار جریب ,عماد الدین ,برای رهایی ,مردم هزار ,دچار حمله ,
    محمود میر عماد الدین

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده